به نام او............
همین امروز مدیون شدم
روی پل /با فاصله یک قطره !
نزدیک.....
داس/دست/دوست
با همین چند حرف عوض می شوم
می زنم/می دهم/.....می شوم-قیچی کار خودش را می کند!-
هی هی هی!
آن مرددر.....-اجازه خانوم !جا موندم-
-:((چقدر گیجی تو دختر))
-شمع ها را روشن کنید
برای چند چوب خط اعتراف/پاهایم نباید بلرزد!
سسبببببببببررررررکنید!(با صاد بخوانید لطفا!)
اجازه بدهید!-همین حالا گم می کنم این گور لعنتی را!-
پیچانده ام پیچانده ایمش /لای شب بوها
اسمش چه بود ؟خدا؟!
-خفه شو!
چقدر انگشت هایت به صورتم می آید
آخخخخخخخخخخ
تیغ قبول است باور کن!
از کدام رگ شروع کنیم؟!
توجه:وبلاگ چرکنویسهای یک دیوانه(م.خجسته)حک شده است.